شعر عاشقانه
کاش بودی تا دلم تنها نبود / تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی / بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
کاش می شد قلب ما از یاس بود / تک تک گلبرگ آن احساس بود
پاک
و
سبز
و
ساده
و
بی
ادعا
/
کاش
می
شد
بهتر
از
الماس
بود
کاش
می
شد
عشق
را
تفسیر
کرد
/
عاشقی
را
با
محبت
سیرکرد
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 18:30 توسط نرگس |
قدري بمان كه بي تو چه دلگير ميشوم
دارم ميان حادثه ها پير مي شوم
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۲
تیر ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
پیوندها
يلنا
آغاز
مينو
دل عاشق وتنها (امير)
شاعر گمنام
مهسا
كامپيوتر ونرم افزار
روياي پنهان
امپراتور دلشكسته
زير باران
شهر غم
غروب ساحل
سام عشق
گل يخي
عشق
عشق صورتي
عشق
گفتني هاي سجاد
دل نوشته
هنر ايراني
فرار از گريز
بيا تودل من
مكه عشق
بوي نرگس
غروب رفتن
صفا
BLOGFA.COM