خوش به حال آسمان که هر وقت که دلش بگیره بی بهونه می باره به کسی توجه نمی کنه از کسی خجالت نمی کشه

می باره می باره تا  آبی بشه آفتابی بشه

کاش می شد : مثل آسمون بود وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا وقتی آفتابي شي

 

خدايا :مي خواهم توان آن را داشته باشم كه ادامه دهم اگر زمان بر وفق مراد گشت از تو آغاز كنم زيبايي را ببينم هنگامي كه ديگران ناتوان از ديدن آنند

مي خواهم اميد رويايي نو داشته باشم وشكيبا تا روياهام همچنان ادامه يابد

وخردمند آنگونه كه به آينده چشم داشته باشم

 

نفهميدم كه چشم تو به من خيانت ميكنه دلت ميشه غريبه اي ازم شكايت ميكنه يه روز دلو دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم ديگه نمي خوام دروغي براي چشمات بميرم تو اينو ميدونستي كه دلم يه عمري آرزوشو داشت اون كه به پاش موند دل من بودونبودشو گذاشت من ميرم بسه ديگه طاقت موندن ندارم بين اين همه گناه حس واسه خوندن ندارم بزرگترين گناه من باور عشقت بودوبس اين آخرين ترانمه همراه آخرين نفس